|
************
شنیدی شاعر می فرماید:
دستم بگرفت و پا به پا برد مادر.............
هرچه هستی باش .... اما کاش .... ![]()
نه! جز اینم آرزویی نیست
هرچه هستی باش
اما باش ! ![]()
پ.ن:این دومی رو تو آرشیو وبلاگ سحر خوندم...خیلی خوشم اومد.
به نام دل.....
به نام شاهد و می...
به نام تار و تنبور و دف و نی...
به نام عاشقان لاابالی.......
به نام هم نشينان خيالی.....
به نام دست های جام بردار.....
به نام عاشقان رفته بر دار......
به نام مجلس بزم شبانه.....
به نام سرور اين آشيانه...........
به نام سرور اين آشيانه...............
عشق را آغاز کرديم و همچنان عاشقيم
توکل که تا آخر عاشق بمانيم
پ.ن:اون پایین تو قسمت موسیقی آهنگی هست مربوط به این پست.....بهش گوش یدین لطفا![]()
پ.ن۲:دست رونیکا درد نکنه چون هم لوگوی قشنگی که می بینید کاره اونه هم کارای گذاشتن آهنگ رو انجام داده.واقعا ممنون![]()
مرخصی تموم شد و من اومدم....اینجا خونمه....من نگفتم می رم....اصلا از خونم نمی تونم برم.
کلبه ی قشنگم رو تازه ساختم
....حالا حالا ها میام توش و حال می کنم....باهاش کار دارم![]()
درسای دانشگاه همه همینجوری مونده....یکی رو می خواد این همه رو بخونه![]()
از بس سخت می گیرن و سخته من انقدر می خونم![]()
پوسیدم تو این خونه یکی پایه بشه بریم بیرون ولگردی......![]()
![]()
دیگه.......همین![]()
هيچی خوب نيست
همه چی به هم ريخته![]()
ميرم مرخصی...بدون حقوق![]()
بر ميگردم........شايد![]()
![]()