|
اون روز توی کنسرت.....مامان بزرگ....فاميل...خنده......عشق![]()
رعد........برق.......باد.....خاک......خاک تويه چشمم رفت......نگرانی
توفان..من نيستم...بی برقی...من ميام...برقی تو چشات...ديگه نگران نيستی![]()
بارون..سيل..وای چقد خيسم..بازبرقی تو چشات..کشيدن دست..رسيدن به ماشين
خونه..اس ام اس..غرور واسه من..جرقه تو دلت..مرطوب بود....نگرفت...روشن نشد![]()
سلام به همه![]()
![]()
![]()
اگه گفتين چرا نيشم انقدر بازه؟؟؟؟؟؟؟؟![]()
از بس خوشحالم
.....نميدونم چرا ولی خيلی خوشحالم
......الان هم بايد زودی اپ کنم برم دانشگاه وگرنه اين ميشه دوتا غيبت که سر کلاس انديشه نرفتم و ميگن اگه غيبت بخوری نمره کم ميدن.![]()
مسابقه عنوان که تو پست پیش بود به پايان رسيد و برنده شيوا بود و جايزش براش ارسال شد.![]()
![]()
وااای ديرم شد هنوز ناهار هم نخوردم.![]()
راستی هر پست داره تعداد کامنت هام کم تر ميشه![]()
![]()
فقط يه سؤال می کنم و می رم: اگه يه روز ديگه نخوام بنويسم شما چه عکس العملی دارین؟؟؟
به بهترين کامنت جايزه ميدم.
پس واقعا اون چیزی که تو دلتونه بنویسین
مرسی![]()
پ.ن:ببخشید این پست عجله ای شد.