|
سلام
حرفی ندارم که بزنم.يعنی ديگه حرفی نمونده.
اميره سانی رفت پيش خدا.
انگار در و دیوار دارن گریه می کنن.........انگار داره از در دیوار خون می ریزه.......سرم درد می کنه......گیج میره......امروز اونی که باید آرومم کنه نیست.....بیا دیگه........ بهت احتیاج دارم.
فقط آمدم به سانی رسماً تسليت بگم.و به شما هم بگم برين بهش يه سری بزنين.الان خيلی به همدردی ما احتياج داره.
به شقايق هم سالگرد از دست دادن پسردايیش رو تسليت ميگم.![]()