|
سلام بچه ها.
افسرده شدم از بس که شما ها دير برام کامنت ميزارين.و از بس که هر کاری کردم ولی نشد که نازنين بياد اينترنت.آخه کامپيوترش خرابه.![]()
افسردم کردين ديگه.
خبر خاصی نيست.همه چی مثل قبل پيش ميره.(نميدونم که يه سال همينجوری پيش خواهد رفت)![]()
يه نظر سنجی ميخوام از شما دوستان خوب بکنم.![]()
چون درس ها خيلی سنگين شده و من خيلی خسته ميشم.2 تا تصميم ميشه گرفت.
۱.من اين وبلاگ رو تا سال ديگه بعد از کنکور ببندم.
۲.هفته اي يه بار يا دوهفته يه بار بيام اپ کنم.به شرطه اينکه شما هم من رو تنها نظرين و همون هفته يه بار رو بياين سر بزنين بهم.
با اولی خودم هم زياد موافق نيستم آخه تازه اين همه دوست خوب پيدا کردم.نمی خوام از دستشون بدم.
حالا لطف کنين تو کامنت هاتون نظر بديم.1 يا 2.![]()
مرسی![]()
سلام بچه ها
خيلی خيلی خستم.ولی خوب حال ميکنم همين که بيام اينجا يه چيزی بگم.شما دوستای خوب هم نظر ميدين.
ميامدين ميرفتيم نمايشگاه سانی رو ببينيم.![]()
درس ها هم بد نيس ميخونيم.
کنکوری ها هم که همه سرگرم(سردرگم) انتخاب رشته هستن.
خيلی وقته دلم برا يه سينما لک زده.ولی خوب وقت نميشه.ميخوام برم اين فيلم خيلی دور خيلی نزديک و فيلم سالاد فصل رو ببينم.حالا اگه شد ميرم.شماها نمياين؟؟
راستی به زودی ممکنه نازنين هم بتونه بياد اينجا.آخه کامپيوترش خرابه اگه بشه تو اين چند روز.راش بندازيم که بشه بياد خيلی خوبه نه؟![]()
مرسی![]()
می ترسم........
ميترسم اين همه فکرو خيالی که برای امسال دارم.دود بشه بره هوا.
ميترسم...........می ترسم هرچی که نقشه برای بعد کنکور کشيدم با هم پتک بشه بخوره تو سرم......
می ترسم اون چيزيي که خيلی برام عزيزان رو امسال از دست بدم.و ديگه پيداشون نکنم.اگرم پيدا کنم ديگه برام عزيز نباشن......
نميدونم چی کار کنم.......
فکر های زيادی تو سرم دارم.
دوست دارم فرياد بزنم بگم همشو....اما......کو گوشی که بشنوه و من رو جدّی بگيره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
صبر ميکنم....ميگن مرد بايد بشی....بايد با مشکلات کنار بيای....بايد پس فردا يه زندگی رو بچرخونی....پس خفه شو و اعتراض!!!!!!!!!!!!! نکن...
بالاخره يکی رو پيدا ميکنم بهش حرفام رو ميزنم.........شايد پيدا کنم.اگر هم نکنم......به حرفه اين شعر گوش ميدم:
تحمل کن عزيز دل شکسته تحمل کن به پای شمع خاموش.
شعر مال یکی از آهنگای ابی هست.
مرسی![]()
سلام به همه.
اميدوارم همتون خوب و سلامت و البته شاداب باشيد که شاد بودن بهترين نعمته.
ميبينم که عکس های لاو ايز.....همه رو ياد روز های نوجوونی انداخته.يادش به خير ما هم سر اين آدمس ها خيلی خاطره داريم.من و دوستای قديم که هيچ کدوم الان نميدونيم بقيه چی کار ميکنن.
البته خب ميشه حدس زد يه سری از دختر پسر ها که ديگه بايد ازدواج کرده باشن.يه سری هم که هم سنه من هستن درگير درس هستن.اميدوارم همشون شاد و خوشبخت باشن.
کاش الان همه يه قرار ميزاشتيم فقط برای 1 -2 ساعت همديگر رو ميديديم.....................
*****************
تبريک ميگم به مينا که نشون داد بچه ها هم ميتونن خودی نشون بدن. ![]()
![]()
راستی 61% قبولی ها تا مرحله انتخاب رشته دختر هستن.
فيلم اينک آخر الزمان رو کی ديد؟هر کی ديد به منم بگه خوب بود يا نه!!! آخه من نتونستم ببينم.
خستم خيلی خسته!!از نظر روحی نه جسمی!!نميدونم چی کار بايد کرد؟اين درسها هم که شده بلای جون ما.
فردا با آقای فردی کلاس معارف داريم.اگه باهاش کلاس داشتين تا حالا ميفهمين من چی ميگم.![]()
نکته مهم مهم:لطفا یه سری به این بچه گربه(تو پیوند ها)بزنین.یکی از بدترین روزهای عمرش رو میگذرونه.به دلداری شما احتیاج داره.
مرسیییییییییی






نکته:اینک آخرالزمان فیلم فرانسیس فورد کاپولا امشب سینما ۱ نشون میده.جالبه ببینید.ساعت ۱۰:۳۰-۱۱ شروع می شه.
سلام بچه ها.
ببخشيد دير اپ ميکنم.يکی از دلايلش اينه که تو پست قبلی گفتم.يکی ديگش اينه که مشاور ما يه برناميه 35 ساعته در هفته به ما داده گفته که بخونيد.
ما هم مجبوريم يه کم به حرف هاش گوش کنيم.![]()
اين چند روز همش خستگی بوده و درس.
تفريح تعطيل بود.
راستی فردا جواب های سراسری مياد تو اينترنت اگه کسی خواست جواب کسی رو بفهمه ميتونيد به ميلم شماره داوطلبيش رو برام ميل کنه.اگه شد ميبينم براتون.
مرسی![]()

سلام
امروز همش تو اين فکر بودم که چی بنويسم.
وقتی اومدم کامنت ها رو خوندم.چندتا کامنت جالب ديدم.
اول جواب يه دوست رو بدم.نه يه دوست ،نازنين اصلاً تا به حال وبلاگ من رو نخونده.و فعلاً هم نميخونه.حالا چرا اين سؤال رو کردی مگه فرقی هم ميکنه؟
بعدش هم مينا يه کامنت جالب گزاشته بود.گفته بود درس بخون اين يه سال وقت برای کنار خط لبها......زياده. ![]()
چشم توصيه خوبی بود.درسم رو هم سعی ميکنم بخونم.اگر هم ميبينيد دير اپ ميکنم.(قابل توجه مونا)برای اينه که يه کم کلاس هام سنگينه و يه کم هم درس بايد بخونم.منظور از بايد اينه که معلم های ما مجبور ميکنن مارو که هر جلسه يک سری کار انجام بديم.
در جواب آقا آرش گل هم بگم.اين شعر ها و حرف ها فقط سرگرميه.شايد هم بعضی وقت ها يه احساس کوچيک.آدم اگه قرار باشه کسی رو دوست داشته باشه(نظر من اينه که دوست داشتن بالا تر از عشق)با شعر خوندن و نوار عاشقانه گوش دادن نميشه.تازه من چند سال هست که کسی رو دوست دارم.
اگه قرار بود از درس بيفتم تا حالا افتاده بودم.هدف من تو زندگيم برای رسيدن به چيزها يی که ميخوام.درس خوندنه.باز هم ممنون از نظرت آرش جان.
خلاصه که سعی ميکنم بخونم درس هام رو.تا حتماً کنکور قبول بشم.تنها چيزی که فکرم رو همش مشغول کرده اينه که نازنين امسال کنکور قبول بشه.لطفاً دعا کنين براش.چون اگه قبول بشه ديگه خيال من راحت ميشه و راحت ميتونم درس بخونم.
*********![]()
راستی روز مادر و زن رو به همه مادر ها و خانوم ها تبريک ميگم.همچنين همه دختر ها که در آينده مادر ميشن.![]()
![]()
![]()
![]()
گاه آرزو می كنم ، تو چند لحظه ای خودت را جای من بگذاری…ومن باشی، دلت ، دل
من باشد، چشمانت ، چشمان من باشد، روحت ، روح من باشد ، تمام وجودت برای
من باشد…
آنگاه خواهی ديد من چقدر برای رسيدن به تو بی قراری می كنم…!
آنگاه احساس خواهی كرد من چقدر تو را دوست دارم…
و احساس خواهی كرد عشقی را كه تمام وجودم را فرا گرفته و به من وابسته شده
است!…
كاش اين آرزو تبديل به حقيقت می شد تا تو مرا بيشتر از هميشه باور داشته باشی
باور داشته باشی كه دوستت دارم…باور داشته باشی كه عاشق تو هستم!…
******
از همه ی خطوط جهان دو خط را به یادگار نگه داشته ام:
خط افق... آن جا که تو آسمان را برای من به زمین دوخته بودی.
خط کنار لبهایت... آن جا که من زندگی را به خنده تو سنجاق کرده بودم.
...
****
سلام.
ديروز يه مطلبه جالب تو پست آخر وبلاگ شکلات فرانسوی ديدم.خيلی جالب بود.
داستان از اين قراره که شکلات درباره زن ها و دختر ها مطالبی نوشته.قبل از هر چيز از همه دختر ها پوزش ميخوام من فقط سعی ميکنم واقعيات را بنويسم.
بايد بگم از قديم در کشوره عزيز ما اينجوری بوده که دخترها کپه خاکستر بودند و پسر ها عسل .نشنيدين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
از قديم پسر يا دختری که ميخواسته به دنيا بياد يا بد از اينکه به دنيا اومد اين شعر رو براش ميخوندن.
پسر پسر قنده عسل........دختر دختر کپه خاکستر.
واقعاً متأسفام که بگم اين شعر رو زن ها مثل مادر شوهر و يا خواهر شوهر ها ميخوندن.!!!!!!!!!!!!يعنی انقدر خودشون يعنی زنها رو پايين ميدونستن؟نميدونم.
خوب تو اين جامعه مرد ها هم که هميشه از خود رازی و راحت طلب هستند.سوء استفاده ميکردند.شايد بگين اين که خودش پسره پس چرا اين حرف ها رو ميزنه.
بايد بگم من واقعيت رو ميدونم و از گفتنش ترسی ندارم.
واقعيت اينه که در قديم و همين الان يه مرده شيکم گنده که فقط پولداره به خودش اجازه ميده با داشتن 2 زن سومی رو يه دختره 15 ساله بغل بگيره!!!!!!!!!!متأسفام.
واقعيت اينه که الان ديگه مادر و پدر دختر،دخترشون رو به سکه طلا ميفروشند.اگه من يه پسره خوب و پاک باشم نميتونم دختره مورده علاقه مو بگيرم ولی اگه کلاه بردار باشم و 1365 سکه بهار آزادی داشته باشم ميتونم هر کسی رو(80% دخترا رو)بگيرم.متأسفم.
واقعيت اينه که خيلی از زنها حقوق خودشون رو نميخوان.منظور از نميخوان اين نيست که اگه بهشون بدن نمي خوان نه،منظور اينه که خودشون طلب نميکنن.
واقعيت اينه که همکلاسی من افتخار ميکنه که باباش دوست دختر داره.و با افتخار اين رو ميگه.
واقعيت اينه که مرد ها يا پسر ها تا يه 2 ماه(خيلی زياده 2 هفته)با يه دختر دوست ميشن.دفعه بعد که با همون دختر ميرن بيرون چشمشون دنبال يکی ديگه خوشگل تره.
اينا رو که مينويسم يا بهشون فکر ميکنم دلم ميگيره.آخه ما پسر ها دختر ها رو به چشم يه کالا ميبينيم.تازه خيلي از حرف ها تو دلم هست كه نميشه اينجا گفت.
انقدر دلم ميگيره که از همين الان نه 2 3 سال پيش با خودم عهد بستم که اگه با کسی دوستم و بهش ميگم دوستش دارم.چشمم ديگه هيچ دختری رو نبينه و حق اون دختر رو ازش نگيرم.
حالا هر نسبتي ميخواد با من داشته باشه.چه زمانی که به عنوان دوست باهاش هستم.و چه زمانی که به عنوان همسر بهترين دوست زندگيمه.تا الان هم که چند سالی ميشه با نازنينم هستم هميشه اينجوری بودم.و از اين به بعد هم سعی ميکنم اينجوری باشم.
مرسي .![]()