|
همه خوبین؟
من که خستم...از بس کلاسا و کارام زیاد شده...تازه اصلا درس نمی خونم و این وضعمه..... 20 واحد برداشتم این ترم....از معادلات و فیزیک2 گرفته تا شیمی تجزیه و ترمودینامیک1...... شنبه تا 4شنبه دانشگاه می رم....روزهای زوج هم کلاس زبان می رم..... کلا همش این ور اون ورم...اما اینترنت زیاد میام و به همتون سر می زنم..... خبر دیگه ای نیست....
پ.ن:نمی دونم این تول بار برای ادیت مطلب چرا پریده...شما می دونین؟؟؟
سلام به همه
نمی دونم چرا اما چند روزیه دلم می خواد زودتر اول مهر بشه و برم دانشگاه....می دونم بلافاصله بعد از رفتن و گذشتن چند هفته به غلط کردن می افتم....اما الان خیلی خیلی دوست دارم زمان جلو بره......
شاید به خاطر این چند روز و فکرای این چند وقته....شاید وقتی می بینم خدا نسبت به سال پیش همین موقع چقدر نعمت بهم داده مشتاق حرکت سریع زمان می شم......شاید به خاطر اون.....نمی دونم....
اما می دونم که هدفم الان فقط تموم کردن درسمه....
خیلی خوشحال تر از سال پیش همین موقع ام.....
این روزا بعضی کارام خیلی بزرگ تر از قبل برام جلوه می کنه.....
*******************
آخرین تعطیلات آخر هفته تابستونی برنامه گذاشته بودیم بریم مسافرت که البته انقدر همه جا شلوغ شد یه چند روزی عقب انداختیمش.....قرار بود من و مامان و سامان(برادرم که 17 سالشه) بریم کیش....
نمیدونم رفتین یا نه اما یکی از بهترین جزایر دنیا و دومین جزیره مرجانی جهان که کاش بیشتر بهش بها می دادن.....مثل بقیه چیزای کشور که مدتیه داره هرز می ره این جزیره هم نسبت به سال های پیش که رفته بودیم بدتر و محدودتر شده بود.....اما من شخصا با همه این شرایط کیش رو به دوبی ترجیح می دم...
بگذریم....
هتلی که رفتیم هتل داریوش بود.....نمی دونم چقدر راجع به آقای ثابت و فعالیت هاش در کیش شنیدین اما می خوام یه کم از کاراش بنویسم....
هتل داریوش...یه هتل 5ستارست که به سبک تخت جمشید و ایران باستان ساخته شده...200 تا اتاق و سوییت داره و تو یه زمین 12 هکتاری کنار دریا ساخته شده....ما سال پیش فقط واسه بازدید رفتیم اما امسال تصمیم گرفتیم برای اقامت بریم....جدا آدم احساس غرور می کنه وقتی به هتل وارد می شه....انقدر قشنگ ساخته شده...همه ستون ها از سنگ های مرمر و سفیده.....خیلی خیلی قشنگه....
آقای ثابت یه زمین 70هکتاری هم یه جای دیگه کیش خریده که توش باغ پرندگان و پارک دلفین ها رو ساخته....باغ پرندگانش مثل باغ پرندگان اصفهان ولی بزرگتره و هیچ پرنده ای تو قفس نیست...همه پرنده ها زیر چادر بزرگ توری آزادند....پارک دلفین ها هم بزرگترین دلفیناریوم خاورمیانه است که واقعا خوب و زیبا ساخته شده...به زودی تا سال دیگه هم قرار چند تا جای دیگه هم که آقای ثابت ساخته افتتاح بشه...مثل شهر بازی...استخر و سونا سر پوشیده..مرکز خرید...و سوییت های 75 متری به سبک تخت جمشید....
پول نگرفتم که واسش تبلیغ کنم اما انقدر کارای خوب واسه کشورش انجام داده که نمی شد ببینم و چیزی اینجا ننویسم........
چند تا عکس ازش میذارم.......عکسا زیاد نمی تونه نشون دهنده زیباییش باشه...بیشتر فیلم گرفتم و فیلم ها خیلی بهترن....بازم عکس دارم اگه خواستین بگین بیشتر بذارم....

نمای پشت هتل


آبنمای جلوی هتل

کتیبه سنگی سر در هتل(داریوش و همسرش آتوسا)
پ.ن:برای اینکه حجم وبلاگ برای دیدن زیاد نشه بقیه عکسا رو چند وقت دیگه جای این عکسا می ذارم...چطوره؟؟؟
پ.ن۲:برای اینکه عکسا رو بزرگتر و با وضوح بیشتر بتونین ببینین روی عکس رایت کلیک کنین و عکس رو با save as رو کامپیوتر ذخیره کنین...عکسا بزرگتر و بهتر می شه...
سلام به همه
ببخشيد...می دونم دوست داريد من رو خفه کنيد....می دونم خيلی دير اومدم.....می دونم نميتونم هيچ دليل خوبی بيارم که چرا نمينوشتم.....اما باور کنيد روحم درد ميکنه.....
همه چی خوبه جز من....روحم مشکل پيدا کرده....نميدونم چجوری بايد توضیح بدم امّا يجوری روحم مریض شده....
تابستون بد نيست...يه مسافرت رفتم که خيلی خوب بود....کلاس زبان رو هم شروع کردم.....اما بيشتر ميخوام استراحت کنم....چون تا قبل از شروع ترم جديد وقت استراحت هست....
نميدونم برنامه باز هم زندگی رو از شبکه 4 می بينيد يا نه؟!!!....خيلی برنامه جالبيه....مجری و تهيه کنندش اگه اشتباه نکنم(حافظه واسم نمونده) بيژن بيرنگ....
يه برنامه به اصطلاح تاک شو هست که در مورد مسائل اجتمايی صحبت می کنه و هر دفه يه مهمون داره....
مهمون ديشب محمد صالح علا بود...نمی دونم می شناسید یا نه...ترانه سرا...مجری رادیو و تلویزون...یه آدم خاص...یه کسی مثل مرحوم حسین پناهی...
همش حرفای خاص می زنه...دنیا رو یه جور دیگه می بینه.....همه چیز رو متفاوت می بینه...از اون آدماست که خیلیا می گن خلن...اما من می گم عادی ولی با طرز فکری خیلی متفاوت از ما
آخرین سوالی که بیرنگ ازش کرد این بود....مسئولیت یعنی چی؟
جواب داد.....عشق یعنی مسئولیت و مسئولیت یعنی عشق....عاشقا مسئول حقیقی هستند هرکسی که واقعا عاشق باشه پای حرف و کاراش همیشه می ایسته و مسئولیت می پذیره.....
فکر کردم....چقدر قشنگ گفت
آنها کجايند که می آمدند و می رفتند
افسانه ی خيابان می شدند,
خانه ها را بر می افروختند,
خاک را متبرک می کردند.
راه درازی انگار طی شده است
این قصه کودکان زيادی را شايد به خواب برده باشد!!!
من بوی خاک را می شنوم که در پی گرمای ماست
قصه هميشه از دل شب آغاز می شده است
*******************
آشکارا نهان کنم تا چند؟ دوست می دارمت به بانگ بلند
پ.ن:امتحانا بد نبود نمره ها هم اومد.....در تعطیلات به سر می بریم...
پ.ن۲:اگه نوشته هام خسته کننده شده...بهم بگین...اگه خسته می شین.....
مرسی![]()